خرید بک لینک
دیسرت یا دِزِرت مسئله این است ...

نتایج بالاخره با کلی ناز و کرشمه تشریفش رو آورد و من قبول شدم.

و کویر مرا به قلب خود فرا خوانده ست.

کویر با همان هیولای خفته در قلبش که شبها بیرون می آید و چنگ می زند و می غرد و ناله می کند تا که شاید از بندِ قرص ماهی که بر سرش می تابد رها شود... مرا فراخوانده.

و شکسپیر در اتتلوی خود می فرماید :

It is the very error of the moon,. She comes more nearer earth than she was wont. And makes men mad.

و دیوانگی و جنون در کویر مرا فراخوانده است.

--------------------

از این حرفها که بُگذریم. علوم پزشکی یزد قبول شدم در آخر :دی و خب خوشحالم. به چند دلیل :

1- اینکه چند نفری از دوستام اونجان و تقریباً نرفته همه رو می شناسم حتی تعدادی از استادها.

2- بالاخره از خونه می پرم دیگه. ( سر این یکم احساساتم متناقضه. )

حالا نگین دو روز در هفته ست و می تونی هر هفته برگردی و اینا. ولی خب قرار نیست فعلن هر هفته برگردم. احتمالن می گردم دنبال کار.

در کل...

به چپتر جدیدی از زندگیت خوش اومدی " من " .

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

صفحه بندی