خرید بک لینک

به وقت 10:59 دقیقه شباهنگام یکشنبه سال 1398 سوم شهریور ماه

همه چیز سخته.

وقت تنگه خیلی خیلی تنگ و کارها بسیاره. اونقدر زیاد که حتی وقتی از خستگی هم روی تخت ولو شدم و پاهام زوق زوق می کنن بازم فکرم مشغوله

پروسه ی پیدا کردن استاد و ایمیل زذن بهش پشتکار زیادی میخواد تا این لحظه شانسی نداشتم ولی هنوز مونده و ادامه میدم.

دارم یه پروپوزال می نویسم تا به ایمیل هام اتچ کنم و بفرستم، شاید شانسم بره بالاتر.

از پایان نامه سه روزه که هیچ کاری نکردم حتی جدول هام رو هم کامل نکردم. کلی انالیز دیگه مونده.

دو ماه تا دفاع

نفس عمیق... تقاضای آرامش...

زبان کلی کتاب و جزوه بهم معرفی کرده، استرس ایلتس از طرف دیگه رو شونه هامه...

19 نوامبر...

فردا باید طبق معمول 6 بیدار شم و برم سرکار... نمیشه کاره رو ولش کرد... نه فعلن...

فثط سه ماه فشرده و بعدش یکم انعطاف و آزادی بیشتر...

خواب مثل آب رو آتیشه برام.

شب بخیر من. شب بخیر که فردا باید پر انرژی تر از امروز باشی

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:33

صفحه بندی