خرید بک لینک
می دونم می دونم نبودم و یهو سر و کله م پیدا شد

اگر هنوز از بچه های قدیم کسی هست که سر میزنه سلام. بلاگفا زیر خروارها خاک و خل حاصل از کلی شبکه ی اجتماعی دیگه مثل اینستاگرام و تلگرام و توئیتر له شده... از بین رفته ولی خب بلاگفا ( همون وبلاگ نویسی ) هم اولین و آخرین و تنها جایی بود که می تونستی بی زحمت انتخاب کردن نقاب های مختلف خودت باشی

پس من برگشتم

خیلی خبرها هست که باید بگم ولی الان هم اینکه زیاده و هم از حوصله ی جمع خارج :دی پس بنا رو بر این میذاریم که در شاید در چند روز آینده بتونیم یه جورایی با هم catch up کنیم.

خیلی خب بزارید اول در مورد خواب امروز بعد از ظهرم بگم.

امروز از باشگاه که برگشتم صبح داغون بودم. یعنی تموم بدنم داشت منفجر میشد ( جلسه ی دومم بود اما قراره با قدرت ادامه بدم) خلاصه دیگه ظهر بود ناهار رو خوردیم و خوابیدم و جاتون خالی این خوابهای ظهر که معمولاً چرت و پرته ولی این یکی بدجوری چسبید.

خواب دیدم دانشگاه ملبورن قبولم کرده بعد رفتیم اونجا، همه فارسی حرف می زنن :))) یعنی اصلن من مونده بودم هی میومدم انگلیسی حرف بزنم مدیر گروه می گفت : نه نه راحت باش، اینجا ما همگی فارسی بلدیم.

خیلی چسبید.

هنوزم این خوابها می چسبه ها.

هنوزم این رویای پر زدن و رفتن می چسبه. چند سال گذشته مگه ازش؟

P.S : دوست و هموبلاگی قدیمیِ شما :

من

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

صفحه بندی